ابن قتيبة الدينوري ( مترجم : ناصر طباطبايى )
170
الإمامة والسياسة ( امامت وسياست ، تاريخ خلفاء ) ( فارسى ) ( چاپ ققنوس )
نيستند . اين احكام براى به دست آوردن دنيا بيان شده است . اگر در اين دنيا ضرر و تلخى بود ولى در آخرت همراه با رضايت و خشنودى خداوند است . از اين شهر و ديار خارج شويد و با ما به شهرهاى ديگر بياييد تا اين كسانى را كه احكام ستمگرانه جارى مىكنند ، مخالفت كرده باشيد . حرقوص بن زهير گفت : كالاهاى اين دنيا كم است و دور شدند از آن سريع . مبادا شما در پى آن باشيد كه زينت و زيبايىهاى دنيا را بپذيريد و در مقابل آن حق را به سويى ديگر وانهيد . خداوند با كسانى است كه تقوا دارند و كارهاى نيك انجام مىدهند . مردم ، رأى و نظر همان بود كه ديديد و شنيديد . در اين كار بايد شخصى را به عنوان حاكم انتخاب كنيم كه هم ستون و هم دليل و راهنماى ما باشد . خوارج در خانهء زفر بن حصين گرد آمدند و گفتند : خدا از ما پيمان گرفته است كه امر به معروف و نهى از منكر كنيم . خداوند به پيامبرش چنين گفته است : « اى داود ، ما تو را خليفهء روى زمين گردانيديم ، در ميان مردم به حق داورى كن ، و از پى هواى نفس مرو كه تو را از راه خدا منحرف مىسازد . آنان كه از راه خدا منحرف شوند به عذابى شديد گرفتار مىشوند . » ( ص ، آيه 26 ) . و همچنين گفته است : « و هر كه به آنچه خدا نازل كرده است حكم نكند ، از ستمكاران است » ( مائده ، آيه 44 ) برادران ، بدنها و صورتهاى آنان را با شمشير بزنيد ، تا به اطاعت خداوند بخشنده باز گردند . اگر آنان اطاعت خدا را كردند همانطور كه شما مىخواستيد در اين صورت خداوند ثواب و پاداش اطاعت كنندگان را به شما مىدهد . و اگر كشته شديد چه چيزى بهتر از خشنودى خداوند و بهشت اوست . بدانيد ، اين مردم به نهايت گمراهى رسيدهاند . آن گاه زيد بن حصين گفت : در مداين مردمانى هستند كه مانع ورود شما به آن جا مىشوند . به برادرانتان در بصره نامه بنويسيد و آنان را از خروج خودتان آگاه كنيد و از آن جا به نهروان برويد . ايشان در جواب وى گفتند : نظر خوبى است ، و به برادران خود در بصره چنين نوشتند : حكمين ، مردان را حاكم بر احكام الهى كردهاند و به حكم قاسطين راضى شدند . ما با آنان مخالفيم و در اين راه فقط خشنودى خداوند را خواهانيم . ما در نهروان چادر زدهايم . هر كس كه خواهان نصيب الهى خود است دعوت ما را اجابت كند .